مهدى عبداللهى

113

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

امارت را به شما سپردند . من نيز به مانند آن چه به انصار استدلال كرديد احتجاج مىكنم . پس اگر از خدا مىترسيد با ما انصاف كنيد ، و حق ما را بشناسيد آن چنان كه انصار حق شما را شناختند ؛ و گرنه آگاهانه در جايگاه ظلم قرار مىگيريد . عمر گفت : تو را رها نمىكنيم تا بيعت كنى . حضرت فرمود : شير را بدوش تا سهمى براى تو باشد ! امروز كار او را تقويت كن تا فردا به سوى تو برگرداند ، نه به خدا سوگند سخن تو را نمىپذيرم و با او بيعت نمىكنم . ابوبكر گفت : من مجبورت نمىكنم . « ابوعُبيده » « 1 » گفت : يا اباالحسن ، تو جوانى و اينها بزرگان قومت ، « قريش » ، هستند . تو مثل آنها تجربه و شناخت به امور ندارى ، و به نظر من ابوبكر براى اين كار از تو نيرومندتر و تحمّلش بيشتر است . كار را به او بسپار و راضى شو و چنانچه تو زنده ماندى وعمرت طولانى شد ، تو به جهت فضل ، خويشاوندى ، سابقه وجهادت ، لايق‌تر و سزاوارترى .

--> ( 1 ) - ابوعُبيدة بن الجراح : از همكاران ابوبكر و عمر بود ، در روز سقيفه‌ابوبكر پيشنهاد كرد با ابوعبيده يا عمر بيعت كنيد . الكنى و الالقاب : 1 / 115 . .